سخن سیاسی می‌تواند در قالب‌های دیگر و به منظورهای دیگر هم تولید شود. سخن سیاسی می‌تواند در شکل:
نظر سیاسی
موضع گیری سیاسی
موضع گیری اجتماعی
و تحلیل ایدئولوژیک
نیز ظاهر شود.
پرسشی که پیش می‌آید تفاوت میان این انواع سخن سیاسی است چنانکه گفته شد تحلیل سیاسی در این نوشته به بررسی و ارزیابی سیاست در سطح کلان اطلاق می‌شود به این اعتبار هر چه به همگان یا امور مربوط می‌شود «سیاسی» است. اما وقتی به انواع سخن سیاسی مانند آنچه در بالا آمد نگاهی بیاندازم تفاوت‌های مهمی میان آنها و تحلیل سیاسی ظاهر می‌شود.
نظر سیاسی معمولاً حاکی از موافقت و مخالفت یا علاقه و عدم علاقه به یک موضوع مشخص سیاسی است که در قالب بیان سیاسی ظاهر می‌شود مثلاً یک فرد ممکن است در مورد سیاست‌های تنظیم خانواده موجود نظر منفی داشته باشد و دیگری نظری مثبت تفاوت این نوع نظر با تحلیل سیاسی این است که تحلیل سیاسی متکی به نوعی بررسی و ارزیابی از موضوع است؛ اما نظر لزوماً مبتنی بر ارزیابی و بررسی استوار نیست یا اگر باشد از تحلیل سیاسی مدد می‌گیرد و به آن متکی است.
موضع‌گیری سیاسی و اجتماعی بخشی از عمل سیاسی و اجتماعی است که با مشخص کردن موافقت مخالفت یا اظهار بی طرفی در یک موضوع یا مسئله خاص مشخص می‌شود موضع‌گیری گر چه جنبه بیانی دارد و در قالب سخن عرضه می‌شود اما نه لزوماً مبتنی بر تحلیل است و بیانش لازم است بعد تحلیلی داشته باشد بسیاری از مواقع به دلیل ویژگی‌های رسانه‌ای اساساً فرصتی برای ارائه تحلیل در هنگام موضع گیری وجود ندارد همانطور که پیشتر گفته شد موضع‌گیری‌ای که مبتنی بر تحلیل سیاسی باشد امکان نفوذ بیشتری در مخاطب دارد.
تحلیل ایدئولوژیک نوعی اعلام نظر در یک موضوع یا مسئله خاص است که بر مبنای ارزش‌های ایدئولوژیک شکل گرفته و بیان می‌شود.
گاهی این موضع‌گیری‌ها خود را در قالب بیان سیاسی و ساختاری تحلیلی مخفی می‌کند اما وقتی کالبد شکافی شود مشخص است که بر مبنای تحلیل نه واقعیت یا ارزش‌های مورد توافق کلی جامعه بلکه نگرش‌ها و ارزش‌ها و گرایشهای گروه مشخصی از مردم است که سعی می‌شود به عنوان نگرش‌ها و ارزش‌ها و گرایشهای کل مردم جا زده شود در همه این موارد لازم است که بین تحلیل سیاسی و سایر شیوه‌های بیان سیاسی تمایز قائل شد و هر یک را به شیوه‌ه ای متفاوت ارزیابی کرد

سطح خردتر.

تردیدی نیست که سیاستمداران و دست اندرکاران امور سیاست‌گذاری و اجرا به تحلیل سیاسی نیاز دارند.
اما به اعتباری همه ما، اعم از کسانی که با سیاست سر و کار دارند یا به آن علاقه دارند یا ندارند، به تحلیل سیاسی نیاز داریم.
این تصور که سیاست و تحلیل آن فقط به اهل سیاست مربوط می‌شود ناشی از تصویر محدود شده‌ای است که ما از سیاست در ذهن داریم. اما سیاست مفهوم بسیار وسیع‌تری هم از آنچه ما معمولاً فکر می‌کنیم، دارد. نیاز به تحلیل سیاسی نیز وقتی بهتر فهمیده می‌شود که معنای وسیع‌تری از سیاست را در نظر داشته باشیم. چون گاهی تصور می‌شود سیاست همان است که ما معمولاً در رسانه‌ها درباره «سیاست» یا زیر عنوان موضوعات «سیاسی» می‌شنویم. اما ببینیم مفهوم عام سیاست چیست؟

سیاست چیست؟
سیاست معنای وسیع‌تری هم دارد. معنای وسیع سیاست یعنی همه آن چیزهایی که در یک جامعه به «همهٔ ما»، یا به «عموم» مربوط می‌شود. آن چیزهایی که به همه ما مربوط می‌شود، «امر عمومی» نامیده می‌شود.
سیاست هر چیزی است که با امر عمومی سر و کار دارد. با این اوصاف اینکه بودجه سال آینده چگونه باشد همانقدر سیاسی است که تغییر محتوای کتاب‌های درسی یا تصمیم گیری درباره راه‌های مبارزه با خشکسالی.
بودجه کتاب‌های درسی و خشکسالی بااینکه حوزه‌های متفاوتی از زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند، اما همه «سیاسی» هستند چون به «همهٔ ما» مربوط می‌شوند، یعنی از امور «عمومی» محسوب می‌شوند که باید به شکل همگانی و عمومی درباره آن تصمیم گرفت.

اگر شما کمی فکر کنید چه موضوعات دیگری را می‌توانید فهرست کنید که در ظاهر سیاسی نیستند اما در نهایت با سیاست یعنی عموم مربوط هستند آنها را برای ما بنویسید؛
چه چیزی معیار «عمومی» بودن است؟
چه معیاری امر «خصوصی» را از امر «عمومی» متمایز می‌کند؟
پاسخ این سؤال‌ها را نیز می‌توانید برای ما بنویسید و نظرتان را بگویید.

همانطور که گفتیم نیاز همه ما به تحلیل سیاسی سبب می‌شود تا ما این گونه توضیح بدهیم که سیاست آن چیزی می‌باشد که به عموم مربوط می‌شود. یعنی چیزهایی که با همه ما سر و کار دارد، پس همهٔ ما هم به تحلیل سیاسی نیاز داریم. ممکن است ما از کسانی نباشیم که قادر به تحلیل سیاسی هستیم اما لازم است که از تحلیل‌های سیاسی موجود با خبر باشیم و بتوانیم آنها را ارزیابی کنیم.
اما ببینیم تحلیل سیاسی چیست و از آن چه کاری بر می‌آید که همه ما به آن نیاز داریم؟

تعریفی عام از تحلیل سیاسی:

با اوصافی که ذکر شد تحلیل سیاسی در نهایت عبارت است از دو سطح از بررسی و ارزیابی،
بررسی و ارزیابی سیاست در سطح کلان
، یعنی آنچه به همگان یا عموم مربوط می‌شود؛ و بررسی و ارزیابی نیروهای مؤثر در جریان یک سیاست گذاری معین در تحلیل سیاسی و دیگر انواع سخن سیاسی

کارکردهای عمومی تحلیل سیاسی
تحلیل سیاسی کارهای متفاوتی انجام می‌دهد: اول – تحلیل سیاسی کمک می‌کند شما درک درستی از صحنه سیاسی و چیزهایی داشته باشید که با زندگی شما، به عنوان یکی از آن «همه» ارتباط دارد. بدون چنین درکی شما نمی‌توانید بدانید:
بحث و نزاع‌های عمومی بر سر چیست؟
اهمیت این بحث و نزاع در چیست؟
چرا اصلاً بر سر این موضوع بحث و درگیری وجود دارد؟
این موضوع چه ارتباطی با دیگر موضوعات سیاسی دارد؟
طرف‌های مختلف درباره این موضوع چه مواضعی دارند؟
این مواضع متفاوت ناشی از چیست؟
مواضع طرف‌های مختلف در این موضوع چه ارتباطی با مواضع آنها در موضوعات دیگر دارد؟
هر یک از این طرف‌ها چه نفعی از موضع گیری خود می‌برند؟
از چه راه‌هایی این بحث و درگیری ممکن است به مواضع مشترک بیانجامد؟
راه حل مورد توافق همه طرف‌ها چیست؟
و…
دوم – تحلیل سیاسی به شما کمک می‌کند تا بهتر از این موضوع سر در آورید که منافع خودتان یا گروهی را که به آن دل بستگی دارید، چگونه می‌توانید به شکل بهتری برآورده کنید.
سوم – تحلیل سیاسی کمک می‌کند شما بتوانید حضور موثرتری در سیاست یا همان عرصه عمومی داشته باشیم.

در این مقاله تحلیل سیاسی مورد کندوکاو قرار می‌گیرد و چیزهایی که باید درباره آن دانست .
با این پرسش شروع می‌کنیم که تحلیل سیاسی چیست؟ و به کار چه کسانی می آید؟
برای این منظور پس از طرح کارکرد های عمومی تحلیل سیاسی و نیاز به تحلیل سیاسی انواع تحلیل سیاسی از هم تفکیک می شود و سپس تحلیل سیاسی با انواع دیگر سخن سیاسی مقایسه می‌شود پس از طرح این کلیات که چشم اندازی گسترده از تحلیل سیاسی به دست می‌دهد جزئیات فنی تر مورد بحث قرار می‌گیرد.
ابتدا عناصر تحلیل سیاسی بررسی می شود که عبارتند از خبر و منطق.
سپس منابع تحلیل سیاسی تشریح می‌شود و بر این نکته انگشت گذاشته میشود که در کنار منابعی که برای استفاده در تحلیل سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد خود تحلیل سیاسی از پیرامون خود و از جهان ذهنی آدمیان گرفته تا جهان منافع عینی آنها تاثیر می پذیرد.
در میانه راه از تکنیک هایی که برای تحلیل سیاسی مفید هستند سخن به میان می آید برای این مقصود دو تکنیک یعنی تکنیک های تولید و عرضه تحلیل سیاسی به صورت جداگانه همراه با نمونه ها و مثال های متفاوت تشریح خواهد شد.
این مقاله برای فعالینی که در فعالیت های عمومی اعم از سیاسی یا اجتماعی مشارکت دارند و برای کسانی که تلاش می کنند دیگران را در مسیر فعالیتشان هدایت کنند و برای کسانی که در مقام سیاستگذاری تدوین استراتژی هستند راهنمایی عمومی خواهد بود تا از جهان تحلیل سیاسی درکی ملموس‌تر به دست آورند.
اگر خود می‌خواهند به تحلیل سیاسی دست بزنند ملاحظات را در نظر داشته باشند و اگر می‌خواهند مصرف‌کننده تحلیل سیاسی باشند بتوانند آن را ارزیابی کنند.

 

تحلیل سیاسی چیست?
تحلیل سیاسی حوزه های مختلفی را در بر می‌گیرد که لزوماً هم به سیاست به مفهوم خاص آن محدود نمی شود.
مثلا در امور اجرایی و مدیریتی به ویژه در جایی که پای سیاست گذاری در میان باشد تحلیل سیاسی عبارت است:
از تفکیک و تجزیه بازیگران اصلی از همدیگر،
یعنی تحلیل حرف‌هایی که در یک مجموعه یا در یک فرآیند سیاستگذاری دخیل اند؛
با هدف مشخص کردن عناصر تاثیرگذار در رسیدن مجموعه شما یا سیاست‌گذاری‌های شما به هدف؛ و از این طریق اتخاذ شیوه های مناسبی برای تعامل با این بازیگران؛ تا به این ترتیب مسیر رسیدن به هدف ها هموار شود.
اما این صرفاً درک محدودی از تحلیل سیاسی است. تحلیل سیاسی مفهوم وسیع تری هم دارد که ناشی از مفهوم عام تری از سیاست است. به همین دلیل هم اغلب تصور می شود که تحلیل سیاسی به درد سیاستمداران می‌خورد یا به درد کسانی که با سیاست گذاری در گیرند یا به آن علاقه دارند.

تحلیل سیاسی انتخابات

تحلیل های سیاسی بسته به کاری که انجام می‌دهید نیازهای متفاوتی را برطرف می‌کنند.

چگونه تحلیل سیاسی بنویسیم؟

اجازه بدهید با تمرکز بر کسانی که با سیاست سرکاری مستمر دارند، یا می خواهند داشته باشند نگاهی بیاندازیم به نیازهایی که تحلیل سیاسی به آنها پاسخ می دهد:
اگر شما می‌خواهید یک فعال سیاسی یا اجتماعی باشید یعنی کسی که می‌خواهد درگیر امر عمومی باشد یا بشود ناچارید تصویر درستی از صحنه کنش‌ها و واکنش‌های خود داشته باشید.
تحلیل سیاسی به شما کمک می کند، به چنین تصویری دست پیدا کنید تا بازیگر موثری باشید.
گاهی ممکن است شما بخواهید از حد بازیگر صرف بودن فراتر بروید و دیگران را برای حضور در صحنه سیاسی، صحنه های بزرگ یا کوچک، ترغیب کنید تا آنها هم در حد خود فعالیت داشته باشند.
برای این کار نیازمند بسیج و ترغیب دیگران هستید. دعوت به اقدام یا ایجاد کمپین راهیست برای این مقصود، اگر شما فکر می‌کنید بدون تحلیل سیاسی درستی از اوضاع و احوالی که کمپین خود را میخواهید در آن راه بیاندازید میتوانید موفق باشید، بی تردید در اشتباه هستید.
گاهی شما به عنوان کسی که در سیاست حضور دارد، نمایندگی جمع هایی کوچک یا بزرگ را برعهده میگیرید.

در این موارد، کم پیش نمی‌آید که خواه جمعی که به آن تعلق دارید خواه کسانی که با جمع شما سروکار دارند، از شما می‌خواهند نظر یا همان موضع خود را در برابر یک موضوع معین مشخص کنید.
روشن است که بدون داشتن تحلیلی از موضوعی که قرار است درباره آن موضع گیری کنید، ممکن است دچار دردسر شوید یا در بهترین حالت خنثی و بی اثر جلوه کنید.
شما دچار دردسر میشوید اگر موضع‌گیری‌تان به قدر کافی سنجیده و با در نظر گرفتن جنبه‌های مختلف موضوع و مواضع دیگران نباشد.
اگر هم دچار دردسر نشوید ممکن است تنها به بیان چیزهایی بپردازید که برای مخاطب بی فایده است و اثری در عالم خارج ندارد.
نکته بسیار مهم در اینجا این است که در صورتی که شما دائماً مواضع دردسرساز بگیرید از صحنه سیاسی بیرون را نده می شوید و اگر مواضع شما خنثی باشد در صحنه می‌ماند ولی بازیگر مهم این خواهید بود و کسی به شما توجه نخواهد کرد.
سطح دیگری از درگیری در سیاست، ایفای نقش در سیاست گذاری ها یا همان تدوین خط مشی هاست.
سیاست گذاری، راه رسیدن به هدفی معین را تعیین می‌کند.
این سیاست‌گذاری ممکن است در حوزه دولت رخ دهد یا در حوزه جامعه مدنی.
اما در هر حال ناگفته پیداست که سیاست گذاری موفق زمانی میسر می شود که شما درک درستی از فضایی داشته باشید که سیاست‌گذاری قرار است در آن فضا محقق شود.

تحلیل سیاسی برای شما چه می‌کند؟

  1. برای شما امکان شناخت فضای سیاست گذاری بهتر را فراهم می کند؛
  2. به شما کمک میکند طرف های موثر در فرایند تدوین سیاست گذاری را از هم تفکیک کنید؛
  3. منافع هر یک از آن طرف ها و تضادها و توافق هایشان را تشخیص دهید؛
  4. به پیامدهای خواسته و ناخواسته سیاست گذاری های مختلف فکر کنید و در نهایت سیاست بهتری اتخاذ کنید یا تصویب کنید یا پیشنهاد بدهید.

گذشته از مشارکت، ایجاد کمپین، دعوت به اقدام، موضع گیری و سیاستگذاری، سطح عمومی تری از سیاست وجود دارد که با موضوع تعیین استراتژی و راهبرد پیوند خورده است.
شما یا از جمله کسانی هستید که در کار ساختن و ترسیم و تدوین استراتژی دستی دارید، یا ناچارید استراتژی های پیشنهادی را ارزیابی کنید.
بدون داشتن تحلیل سیاسی از اوضاع و احوالی که استراتژی با آن در ارتباط است، نه قادر به ایفای نقش موثر در تدوین استراتژی خواهید بود نه می توانید این استراتژی های پیشنهادی یا موجود را به درستی ارزیابی کنید.

جایگاه سازی در کسب و کار

جایگاه سازی با یک محصول ، یک کالا، نوعی خدمات، یک شرکت، یک موسسه و حتی خود شما آغاز می شود.

اما جایگاه سازی مفهومی نیست که روی محصول یا خدمت صورت گیرد.

جایگاه سازی مجموعه فعالیتهایی است که روی ذهن مشتری فعلی یا مشتری احتمالی صورت می گیرد.

به عبارت صحیح تر جایگاه سازی (Positioning) را می توان مستقر کردن تصویری از محصول یا خدمت یا برند در ذهن مشتری نامید که الزاماً ارتباط مستقیمی با کیفیت محصول نخواهد داشت.

 

ما در جایگاه سازی به دنبال این هستیم که ارتباطی میان آنچه در ذهن مشتری وجود دارد با خودمان ایجاد کنیم

 

این بسیار خطرناک و پرهزینه است که شما بخواهید با خلاقیت یک مفهوم جدید در ذهن مشتری ایجاد کنید، یعنی تقریباً هیچ وجه نباید در جایگاه سازی بدنبال خلاقیت باشیم. اصل موفقیت در جایگاه سازی یک موضوع ساده است، باید مانند بازیهای کودکانه رابطه میان دو تصویر را ایجاد نمود، همین!

 

چرا باید به این سادگی فکر کرد؟ جواب آن بسیار ساده و آسان است.

 

ذهن انسان امروز در یک مکانیسم دفاعی در مقابل حجم عظیمی از ارتباطات، تبلیغات، پیامها، محتوای شبکه های اجتماعی و اخبار و غیره ، با غربالگری اطلاعات دریافتی فقط آن بخشی از اطلاعات را می پذیرد که با دانسته ها و تجربیات و مفاهیم ذهنی قبلی وی همخوانی داشته باشد.

پس مشتریان امروز همگی آدمهای متعصبی هستند!

 

پس با این شرایط روزانه در کشور میلیاردها تومان (پول بابت تبلیغات و یا هزینه نیروی انسانی) صرف کار غلطی می شود به نام تغییر ذهنیات مشتری

حال یک توصیه ساده با شما خواهم داشت :

 

باید ابهام را کنار گذاشت و پیامی ساده ارائه کرد که بین موضوع مدنظر شما با یک مفهوم ذهنی موجود در ذهن مشتری ارتباط ایجاد کند.

در واقع شما باید مالک یک پیام در ذهن مشتری باشید.