گروه تحقیقاتی پرارین

یادم می آد از دوران نوجوانی یعنی همون اوایل دوره راهنمایی که تحصیل می کردم وقتی تنها ۱۲ سال سن داشتم در طول تحصیل و بین دو سال تحصیلی در تعطیلات تابستان همواره به دنبال خرید و فروش و کسب سود و ثروت بودم.از فروش کشک در بین دانش آموزان ابتدایی تا فروش صابون در بازار گذرخان شهر قم (البته نه صابون گلنار؛صابون صورتی رنگ به نام آلگونه)

اون موقع ها زندگی فکر می کنم خیلی راحت تر و ساده تر بود هم م شد کار کرد هم تحصیل هم زندگی هم بازی و هم حتی هیچ…

آن روزها به طور سنتی با فرایند خرید و فروش کالا آشنایی پیدا کردم به مرور زمان با کامپیوتر آشنا شدم(البته ما کامپیوتر اون اوایل نداشتیم چون در آن زمان کامپیوتر جز اجناس لوکس و لاکچری بود.البته بگم زیاد به دنبال رفتن دانشگاه نبودم طوری که پیش دانشگاهی را نیمه کاره رها کردم تا به سربازی بروم

همواره به دنبال یادگیری مهارتهای جدید بودم همین یادگیری مهارتها سبب شد که به جای تفریحات نوجوانی و جوانی توانمندیهایی را در آن زمان کسب کنم.

به طوری که در خدمت سربازی نیز با همان توانمندی ها پاداش های زیاد معنوی می گرفتم و دائما در مرخصی بودم البته در زمان مرخصی ها نیز به یادگیری مهارت نقاشی خودرو در نزد برادرم پرداختمو همان یادگیری مهارت خودرویی در طول ۲ سال سربازی سبب شد بلافاصله بعد از سربازی در یک شرکت خودروسازی مشغول کار شوم.

درآمد خوبی داشتم و وقتم هم به نسبت آزادتر شده بود علاقه ام به کامپیوتر بیشتر و بیشتر شده بودبه یادگیری مهارتهای عمومی این حوزه پرداختم و هر فرصتی پیدا می کردم کتاب میخریدم و مطالعه می کردم.کم کم تخصص هایی در اینترنت کسب کردمو در حوزه دامین مارکتینگ و هاست و تبلیغات اینترنتی متخصص شدم.

اما نکته مهمی که باید بگویم که نقطه ضعف شاید همه ما باشد این است که هیچ گاه روی یک مهارت کامل متمرکز نمیشدم دائما از این کا ر به آن کار یا به سراغ مهارت دیگری می رفتم انگار گمشده ای داشتم.

البته ناگفته نماند کلی هم هزینه کردم در سال ۸۴ یک شرکت خدماتی با یکی از دوستانم ثبت کردم که بعد از یک سال فعالیت رهایش کردیم.

در سال ۸۸ شرکت  بهینه سازان فناوری اطلاعات ایران ر ا تاسیس کردم و بالتبع آن نیز چند موسسه و شرکت خدماتی و مراکز فرهنگی دیگر..

دائما کارآفرینی (البته بدون دانش تخصصی و بدون مشاوره تخصصی گرفتن)به زعم خودمان می کردم و رها می کردم.

انگار گمشده ای داشتم.

در حوزه فناوری اطلاعات شاید چیزی در حدود ۱۵۰ دامین داشتم و هاست های مختلفی از شرکت های پارس دیتا برتینا نت افراز پارس پک وسرورپارس هاستیران میزبان وثبت میکردم تمدید میکردم و..و خیلی مواقع هزینه تمدیدشان را نداشتم و بعضی هاشون حتی پول سودی به اندازه هاست و دامین خودشون رو هم در نمیاوردن

بعد باز سراغ کسب مهارت رفتم و طراحی سایت و بازاریابی اینترنتی و سئو و…

در سال ۹۰ با توجه به مشکلاتی که از لحاظ فیزیکی با کار سنگین در همان شرکت خودروسازی برایم پیش آمده بود در محل کارم جابجایی شغلی داشتم و با توجه به تسلط در اینترنت به قسمت روابط عمومی و اطلاع رسانی و پایگاه اطلاع رسانی شرکت رفتم و مشغول کار شدم.

دریچه جدیدی از مهارت ا به رویم باز شد. در آنجا دیده بانی اطلاعات و پاش و رصد اطلاعات و اخبار و تولید محتوا و ارتباط با سایتهای خبری و همچنین فعالیت با روزنامه های مکتوب را فرا گرفتم.

به طور کلی با تولید محتوا و با روند تولید روزنامه و ایجاد سایت های خبری و رتبه بندی هاشون و نحوه کارکردن سایت های خبری ,رپرتاژها تبلیغات در فضای رسانه و خیلی مطالب دیگر به طور کامل آشنا شدم.

در همان موقع سایت خبرالبرز را راه اندازی کردم و چون در کرج ساکن بودم در همین حین هم تا وقت آزاد پیدا می کردم به فعالیت های فرهنگی نیز می پرداختم که در آن حوزه نیز موفقیتهای زیادی کسب نمودم .

از کانون مطالعاتی برتر کشور تا تقدیر نامه های فراوان از وزیر و استاندار و فرماندار و شهردار و اعضای شورای شهر و مدیران کل استان و.. ۴ کتاب هم (البته گردآوری مطالب بودند)چاپ کردم .

این نکته را هم بگویم که هیچ یک از این فعالیت ها با توجه به نوع محدودیت های فعالیت های فرهنگی و عام المنفعه بودن و..  از لحاظ اقتصادی نه تنها هیچ گونه منافعی برایم نداشت بلکه در اکثر موارد هزینه های زیادی هم باید از جیب میکردم تا آنها به سرانجام برسند.

جالب است هرگاه هم که اگر مطالبه حق الزحمه ای از خدمات گیرندگان یا سازمانها می کردیم بسیار مقاومت میکردند و می گفتند که باید فی سبیل الله کار کنید.

البته زیاد هم ناراضی نبودم چون خلاصه در آن ۶ سال با تمام فعالیتهای اجرایی در حوزه فرهنگی و اجتماعی که جزئی از علایقم بودند به طور کامل آشنا شدم و مهارتهایی را نیز کسب نمودم.

همایش ها و سمینارها و کارگاه های فرهنگی و اجتماعی و مسابقات و اردوهای شهروندی زیادی نیز برگزار کردم.

ضعفی که در آن زمان با آن روبرو بودیم این بود که از لحاظ محتوایی به شدت ضعف داشتیم و توانمند نبودیم و فقط در اجرا قوی شده بودیم گاهی برای یک استاد برای کاگاه هایمان کلی با مشکل مواجه میشدیم.

در این بین به پیشنهاد یکی از دوستانم که میدید به یادگیری مهارت های مختلف علاقمندم پنج شنبه جمعه ها به مدت ۶ ماه تمام با طی کردن روزانه ۳۰۰ کیلومتر رفت و برگشت ۵ دوره تخصصی سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی را آموختم.

چون تا قبل از آن دائما در به سرانجام رساندن کارها با مشکل روبرو بودم.البته گاه گاهی نیز با پیروزی های موردی و کوچکی نیز نصیبم می شد.

مشکل کجا بود؟؟؟؟!!!

با مشکل پراکندگی کارها روبرو بودم.

تعدد خدمات را نیز در دستور کار داشتم.

دنباله رو بودم و هیچ گاه جایگاه رهبری را بدست نمی آوردم.

همواره در تله افراد باهوش گرفتار می شدم و سعی می کردم خودم به تنهایی همه کارها را انجام بدهم.

و از واگذاری کارها اجتناب می کردم.

در بسیار از موارد با مشکل منابع نیز روبرو می شدم.

با اصل پرتو و یا همان قانون ۲۰-۸۰ هیچ آشنایی نداشتم و همین باعث می شد که کارهای اولویت دار بسیاری داشتم که انجام نداده بودم که حتی سالهای بسیاری به تعویق می افتاد.